من در اندیشه دریا بودم

دختری بینم گیسوانش را رها کرده به باد

       در کنار ساحل دریا ،کنار آفتاب....

       می خورد هر لحظه عاشقش غبطه به باد

                     که چرا بر سر آن زلف دوتا نتوان فتاد

                                                             فرزاد (ایلیا)

پ.ن.١: توی این مدت فرصت نکردم آپ کنم و به بلاگ دوستان سر بزنم،واقعا سعی می کنم که جبران کنم.

پ.ن.٢:امیدوارم سال جدید پر از شادی و لبخند باشه براتون، آرزومند آرزوهایتان.

پانوشت مهم: پست "برای دوستان" جمله ایی که نوشتم اون موقع خیلی دنبال منبعش گشتم توی نت ولی چیزی پیدا نکردم واسه همین هم توی گیومه گذاشتمش،الان فهمیدم این از روایات یکی از بهترین دوستانمه مهدی.ن (آهنگر) که بلاگش هم به اسم cinemaarchitextهست (لینک)، این پانوشت رو به جهت حفظ حقوق معنوی اثر دوستم گذاشتم.

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

سلام دوست خوبم. چطوری؟ من اصلا خوب نیستم سری بهم بزن و نظری بده شاید راهی پیدا کنم برای مقابله با بدی‌ها و سیاهی‌ها.

نانی آزاد

مدتیست مترسک به قلم دوستان آپ میشه و اینبار دوستی به نام منصور از ایل خودش سخن گفته ، قشقایی ها ، خوشحال میشم بیای و بخونی [گل]

گلی

سلام سال نو مبارک وب خیلی قشنگی دارین تقریبا همشونو خوندم [گل]موفق باشی

چوپان

فرزاد !!!!!!! چی بگم والا! یه پست راجع به این مسائل جدید بنویس .

مهدی

می‌گوید باران می‌باد

سارا

سلام ! امیدوارم تو هم سال خوبی رو داشته باشی ! من آپم !

نسرين

سلام چطوري؟ انگار سال جديد واقعا سال همت مضاعف و كار مضاعفه.. خيلي سرشلوغ شدي برادر!!!!!!!!!

بلندی

توصیه می کنم زودتر آپ کنی. وگرنه پنجشنبه مجبورت می کنم کل پستهات با صدای بلند بخونی [نیشخند]