پر از نور ماه...

به یاد تو

و به یاد تو

و به یاد سیاهی چشمانت که "پناه هزار غزال وحشی" ست

مزرعه وجودم را باز شخم می زنم

دانه می کارم

تا روزی باز، ساقه های طلایی پرپشت گیسوانت را

با دستانم،هر چند لرزان، نوازش کنم...

                                                   فرزاد (ایلیا)

پ.ن.1: اینو با خوندن بلاگ "روزها و سوزها" (م.جهانبخش) نوشتم.(لینک "شعرهایش")

پ.ن.2: به س.  فکر می کردم(موقع نوشتن این متن)...خیلی دلش پاکه...امیدوارم موفق باشه و به اونچه که میخواد برسه، به...

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهم نیست

[نیشخند]نه اشتباه می کنید کاملا اتفاقی این جا رو دیدم

brenda

رمانه؟ خیلی دوست دارم بخونم.داریش؟

الهه

[دست][دست][دست]خیلی جالب بود...یکمی درک اینجور متن ها سخته!!!!![ناراحت][ناراحت]راستش 2بار خوندمش تا دستم اومد!!!![لبخند][لبخند] مرسی از حضور قشنگت...توصیه هات جالب بود حتما" ازشون استفاده میکنکم[نیشخند]مرسی. آپم....خوشحال میشم سری به کلبه درویشی ما بزنی..[نیشخند]

مرضیه

گاه چنان به یاد خاطره ها شخم می زنیم که دانه ها از خراش خاطره ها در دل خاک می گریند

پریسا

تنهایی در بهشت هم ارزشی ندارد

شب گلک

چه پست دل انگیزی ...از تمام حسی که موقع خوندنش در وجودم بیدار شد هیجان زده شدم...قلمت همیشه روان فرزاد عزیز...

مهم نیست

نه من شما رو میشناسم نه شما منو گذری رد می شدم دیدم قشنگ می نویسین

بیدارباش

با درود بر همه ایرانیان و عاشقان ایران زمین (افغانی ها .. تاجیکها..ازبک ها..آذربایجانی ها ..کردهای عراق ..کردهای ترکیه ..ارمنی ها ..بلوچ های پاکستان و هر کجا که ایرانی و تبار ایرانی اند)....درود بر همه عزیزان .... من از امروز به مدت یکه هفته به تعطیلات میروم (مرخصی) امید دارم ...بعد از تعطیلات از شیرینی ها و خوشحالی یاد شود...مردیم از بس که دلتنگی خواندیم ...عمرمان میگذرد و این زندگی شادی هم دارد ...پس دل شاد بمانید چرا که همه ماها برای فردایی بهتر به نشاط و توان نیازمندیم ...نوروز این روز بیادگار مانده از پیشینیان بر همه ایرانیان خجسته باد.