خاطرات فرزاد

تردید

امروز بلاگ ساسان رو می خوندم،کلی دلم گرفته بود. اومدم اینجا یکم بنویسم ،فهمیدم نوشتن چقدر کار سختیه!

پ.ن.1: عجب سرمایی خوردم من! 

 

   + فرزاد م ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٤
comment نظرات ()