خاطرات فرزاد

اپیزود های زندگی من...

می خواهم برقصم تا صبح...شور سماعی دیگر اشتیاق شکستن قفل دلم شده...دلم برای سبزی شمال و نخل های جنوب برای عطر چایی کنار دریا برای صدای نم نم بارون ,برای جاده تنگ شده...

برای جاده.....تو که میدونی من عاشق سفرم نه مقصد...عاشق راه...خیلی وقته یه جا موندم...آره میرم, اگه بمونم می پوسم....

 

   + فرزاد م ; ٤:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۳
comment نظرات ()